هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )
158
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )
« الهيثمى » در « مجمع الزوائد » مىافزايد كه آنها وقتى به طواف كعبه آمدند آن مرد ايستاد نوجوان سمت راست او و زن پشت سرشان قرار گرفت مرد و نوجوان تكبير گفتند زن دستانش را بلند كرد و تكبير گفت : ايستادن مرد به درازا كشيد آن دو از وى پيروى مىكردند آنگاه به ركوع رفت آن دو به دنبالش به ركوع رفتند سپس سجده كرد آن دو نيز به سجده رفتند و درست همان كارى را مىكردند كه او مىكرد . تا اينكه نمازش پايان يافت ، عباس بن عبد المطلب گفت : به خدا سوگند كه جز اين سه تن هيچ كس خداى را بدين آيين نمىپرستد . سخنان « ابو جعفر الاسكافى » با كسانى كه در صدد برآمدهاند تا به بهانهء سن پايين او - كه از كودكى فراتر نمىرود - اسلامش را خدشهدار سازند به درازا كشيد و ادعا كرده كه او در آن هنگام همرديف مردان بوده و اين سخن را با آنچه كه ميان راويان شايع است تأييد مىكند از اين قرار كه در آغاز دعوت پيامبر ، خداوند فرمانش داد كه نخست خانواده و خاندان و طايفهء خود را به اسلام دعوت كند بنابراين آنها را فراخواند و برايشان غذايى ديد وقتى گرد آمدند و غذا خوردند به اسلام دعوتشان كرد و فرمود : چه كسى از شما مرا در اين كار يارى مىدهد باشد كه او برادر و وصى و جانشين من باشد ، همگى امتناع ورزيدند و به درخواستش پاسخ ندادند جز على ( ع ) . پيامبر اين فراخوانى را تكرار كرد و در هر بار جز على ، كسى به در خواستش جواب نداد ، على در آن هنگام عهدهدار آماده كردن غذا و ادارهء محفل بود در سومين بار پيامبر در حضور جمع به او گفت : تو برادر و وصى و وارث و جانشين من پس از منى . آنها خنده كنان و به سخره از آن مجلس برخاستند ، الاسكافى در ادامه مىگويد : آيا كار فراهم آوردن غذا و دعوت از آن گروه از كودكى هفت يا دهساله بر مىآيد و آيا كودكى از اين سن و سال را مىتوان در امر نبوت ، رازدارش كرد و از وى خواست تا براى چنان كارى اقدام به دعوت از ريش سفيدان و بزرگان طايفه كند و آيا چنان نيست كه پيامبر در صورتى وى را برادر ، وصى و جانشين خويش مىگمارد كه او احساس مسئوليت كند و از عهده اين مسئوليتها برآيد و بتواند متعهد شود : پيامبر خوب مىدانست كه اگر على - آنگونه كه ادعا مىشود - داراى درك و مسئوليتپذيرى كامل نبود و احساس مسئوليت كامل نمىكرد مورد استهزاء و مسخره خويشان و اقوام نزديكش مىگرديد و ديگر استدلالهايى كه الاسكافى رحمة اللّه عليه در پاسخ به الجاحظ « و ابى بكر بن الاصم » و ديگرانى كه تلاش ورزيدهاند اسلام على ( ع ) را خدشهدار سازند و اسلام آوردن أبو بكر را بر آن